رسانه تلویزیون در کشور ما در حد یک آلت سیاسی تنزل یافته است. چون انحصاری است و رقیبی ندارد همه میخواهند خواستههایشان در آن تبلور یابد. حساسیت درباره برنامهها و فیلمهای آن بالا رفته تا جایی که هر برنامهای که ساخته میشود لاجرم مخالفان سرسخت و جدی مییابد. جوی که علیه فیلم یا مجموعه بوجود میآید علیرغم هفتخوان تصویب است در مراحل ساخت و تولید و اعلام نظر سیاسی، مذهبی، اجتماعی و... (ازناحیه افراد زیادی که بسا قبلاً جزء منتقدان فیلمها و برنامههای سیما بودهاند) موفق به ساخت برنامه خود شدهاند. بیشتر تصمیمگیران و مجوزدهندگان، تخصص و آگاهی درباره رسانه ندارند و در طول سالیان حضور در تلویزیون و سر و کله زدن با برنامهسازان تجربه کسب کردهاند. با این حال ازمسئولان وعلمای حوزه گرفته تا نویسندگان و روانشناسان وجامعه شناسان با آنکه به نوعی در سازمان حضور دارند اما هریک به گونه ای منتقد این رسانهاند.
به راستی چه چیزی در جادوی این جعبه نهفته است که همه میخواهند در سفره پهن آن سهیم باشند؟ با وجود گسترش رسانه های رقیب مثل dvd و شبکههای ماهوارهای جذابیت و تأثیرگذاری چندانی در برنامههای سیما دیده نمیشود گو اینکه این نظارتهای پیچیده راه را بر نوآوری و خلاقیت نویسندگان و هنرمندان میبندد. البته تاکنون هیچگاه تحقیق جامع و علمی مستقلی درباره میزان تأثیرگذاری برنامهای خاص از تلویزیون بر مخاطبان انجام نشده تا بتوان درباره میزان تأثیر سیما قضاوت کرد. این شاخصه با توجه به انتظار فوقالعاده از سیما اهمیت زیادی دارد. با این حال نباید خوشبینی زیادی از تأثیرگذاری سیما در مخاطبان، بین منتقدان وجود داشته باشد. اما در کمال تعجب گاه مناقشه و گفتوگو درباره یک سریال تلویزیونی به مجلس و منابر ودولت و دانشگاه و... کشیده و طبعاً نتیجه این مناقشات چیزی جز افزایش حساسیتها در ساخت برنامههای سیما دربر نخواهد داشت.
سنت مجموعه سازی در ماه رمضان سوای دلایل اقتصادی آن، انتظار و حساسیت از سیما را بیشتر کرده آنقدر که عضو شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما حتی نیاز به آن را انکار کرده و ایراد و انتقاد کلی را به اصل آن دانسته است.(کارگزاران 20/6/87)
نکته جالب این است که تلویزیون برای رسیدن به این مرحله کوشیده مدعیان را در فرایند برنامهسازی مشارکت دهد و برای مجموعههای سال جاری شاهکار کند! قصهها ساده و بدون پیچیدگی دردسرساز باشد، اعتقادات و احکام دینی را صریحا تبلیغ کند، شخصیتهای جهان داستان مؤمن و ریشو و چادری و ساکن محلههای پایین شهراند که روی زمین می نشینند و به نماز و روزه و اخلاق حسنه توجه ویژه دارند، در مذمت رزایل اخلاقی مثل طمع و حسد و... دانماً حرف میزنند و تکلیف آدم بدها از همان آغاز داستان مشخص است. حتی عواملی مثل ریتم و ضرباهنگ بکلی قربانی شعارهای مجموعه شده و با گذشت یک سوم از قسمتهای مجموعهها هنوز داستان شکل نگرفته و ادمهای داستان بلاتکلیفاند. علت اینکه به طورکلی درباره هر چهار مجموعه روز حسرت، مثل هیچ کس، بزنگاه و مأمور بدرقه حرف میزنم بدلیل انتقاد ساختاری به آنهاست که دامنگیر این نوع برنامه سازی شده است. سیما گرفتار عوامزدگی و ریاکاری و ظاهر فریبی شده که هدفش کسب رضایت کسانی است که از سیما انتظار دارند وبه آن حساساند. چه بسا بسیاری از این حضرات اصلا برنامههای تلویزیون را تماشا نمی کنند یعنی مخاطب سیما نیستند اما برنامهسازی باید بر اساس رضایت آنها انجام شود! نتیجه این شده که جذابیت و نوآوری در مجموعههای امسال از بین رفته وباید گفت دچار شکست کامل شدهاند.
مردم به عنوان مخاطب اصلی سیما فراموش شدهاند و عوامل ثانوی جدای اهداف اصلی را گرفتهاند. دراین شرایط فقط دلالان و ریاکارنی که می دانند چه نقشی خریدار دارد و چگونه میتوان بدل را به جای دُر فروخت سود میبرند.
قطعا سیما باید در برنامه سازی خود اینهای از جامعه باشد و اقشار گوناگون و قصههای مختلفی از همه آدمهای جامعه در آن گفته شود و تمرکز برمسائل طبقه خاصی از شهرنشینان آفت بزرگ سیما در سالهای اخیر است اما ورود به عرصههای متفاوت و حضور در طبقات اجتماعی اگر آگاهانه و بر اساس اقتضای درام نباشد به نتیجهای شبیه آنچه در ماه رمضان می گذرد منتهی میشود. این شرایط به نابودی موضوعات و عرصههای کمتر توجه شده و دلزدگی مردم و گریز آنها خواهد رسید...
بالاترین
به راستی چه چیزی در جادوی این جعبه نهفته است که همه میخواهند در سفره پهن آن سهیم باشند؟ با وجود گسترش رسانه های رقیب مثل dvd و شبکههای ماهوارهای جذابیت و تأثیرگذاری چندانی در برنامههای سیما دیده نمیشود گو اینکه این نظارتهای پیچیده راه را بر نوآوری و خلاقیت نویسندگان و هنرمندان میبندد. البته تاکنون هیچگاه تحقیق جامع و علمی مستقلی درباره میزان تأثیرگذاری برنامهای خاص از تلویزیون بر مخاطبان انجام نشده تا بتوان درباره میزان تأثیر سیما قضاوت کرد. این شاخصه با توجه به انتظار فوقالعاده از سیما اهمیت زیادی دارد. با این حال نباید خوشبینی زیادی از تأثیرگذاری سیما در مخاطبان، بین منتقدان وجود داشته باشد. اما در کمال تعجب گاه مناقشه و گفتوگو درباره یک سریال تلویزیونی به مجلس و منابر ودولت و دانشگاه و... کشیده و طبعاً نتیجه این مناقشات چیزی جز افزایش حساسیتها در ساخت برنامههای سیما دربر نخواهد داشت.
سنت مجموعه سازی در ماه رمضان سوای دلایل اقتصادی آن، انتظار و حساسیت از سیما را بیشتر کرده آنقدر که عضو شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما حتی نیاز به آن را انکار کرده و ایراد و انتقاد کلی را به اصل آن دانسته است.(کارگزاران 20/6/87)
نکته جالب این است که تلویزیون برای رسیدن به این مرحله کوشیده مدعیان را در فرایند برنامهسازی مشارکت دهد و برای مجموعههای سال جاری شاهکار کند! قصهها ساده و بدون پیچیدگی دردسرساز باشد، اعتقادات و احکام دینی را صریحا تبلیغ کند، شخصیتهای جهان داستان مؤمن و ریشو و چادری و ساکن محلههای پایین شهراند که روی زمین می نشینند و به نماز و روزه و اخلاق حسنه توجه ویژه دارند، در مذمت رزایل اخلاقی مثل طمع و حسد و... دانماً حرف میزنند و تکلیف آدم بدها از همان آغاز داستان مشخص است. حتی عواملی مثل ریتم و ضرباهنگ بکلی قربانی شعارهای مجموعه شده و با گذشت یک سوم از قسمتهای مجموعهها هنوز داستان شکل نگرفته و ادمهای داستان بلاتکلیفاند. علت اینکه به طورکلی درباره هر چهار مجموعه روز حسرت، مثل هیچ کس، بزنگاه و مأمور بدرقه حرف میزنم بدلیل انتقاد ساختاری به آنهاست که دامنگیر این نوع برنامه سازی شده است. سیما گرفتار عوامزدگی و ریاکاری و ظاهر فریبی شده که هدفش کسب رضایت کسانی است که از سیما انتظار دارند وبه آن حساساند. چه بسا بسیاری از این حضرات اصلا برنامههای تلویزیون را تماشا نمی کنند یعنی مخاطب سیما نیستند اما برنامهسازی باید بر اساس رضایت آنها انجام شود! نتیجه این شده که جذابیت و نوآوری در مجموعههای امسال از بین رفته وباید گفت دچار شکست کامل شدهاند.
مردم به عنوان مخاطب اصلی سیما فراموش شدهاند و عوامل ثانوی جدای اهداف اصلی را گرفتهاند. دراین شرایط فقط دلالان و ریاکارنی که می دانند چه نقشی خریدار دارد و چگونه میتوان بدل را به جای دُر فروخت سود میبرند.
قطعا سیما باید در برنامه سازی خود اینهای از جامعه باشد و اقشار گوناگون و قصههای مختلفی از همه آدمهای جامعه در آن گفته شود و تمرکز برمسائل طبقه خاصی از شهرنشینان آفت بزرگ سیما در سالهای اخیر است اما ورود به عرصههای متفاوت و حضور در طبقات اجتماعی اگر آگاهانه و بر اساس اقتضای درام نباشد به نتیجهای شبیه آنچه در ماه رمضان می گذرد منتهی میشود. این شرایط به نابودی موضوعات و عرصههای کمتر توجه شده و دلزدگی مردم و گریز آنها خواهد رسید...
بالاترین
۱ نظر:
*** فوری ***
قابل توجه وبلاگ نویسان بالاترینی !
http://balatarin.com/permlink/2008/9/26/1406639
.
ارسال یک نظر